تبليغاتX
نیستــــــــان - نامه...

سلام ، حال همه ی ما خوب است ،

ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور ،

كه مردم به آن شادماني بي سبب مي گويند .

با اين همه عمري اگر باقي بود ، طوري از كنار زندگي مي گذرم

كه نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد نه اين دل ناماندگار بي درمان !

تا يادم نرفته است بنويسم ، حوالي خواب هاي ما سال پرباراني بود .

مي دانم هميشه حياط آنجا پر از هواي تازه بازنيامدن است

اما تو لااقل ، گاهي ، هر از گاهي...

ببين انعكاس تبسم رويا ، شبيه شمايل شقايق نيست !

راستي خبرت بدهم ؛ خواب ديده ام خانه اي خريده ام

بي پرده ، بي پنجره ، بي در ، بي ديوار . . . هي بخند !

بي پرده بگويمت ، فردا را به فال نيك خواهم گرفت

دارد همين لحظه  يك فوج كبوتر سپيد ، از فراز كوچه ما مي گذرد

باد بوي نامه هاي كسان من مي دهد

يادت مي آيد رفته بودي خبر از آرامش آسمان بياوري ! ؟

نه ري را جان !

نامه ام بايد كوتاه باشد ، ساده باشد ، بي حرفي از ابهام و آينه ،

از نو برايت مي نويسم

حال همه ی ما خوب است

           امـــا تـــــو بـــاور مـــكــن ! ! !

                                                              سيد علي صالحی

 

+ نوشته شده توسط آذر بانو در شنبه 1388/04/13 و ساعت 8 |


Powered By
BLOGFA.COM


از علی (ع) پرسیدند: خدا را چگونه شناختی ؟ فرمود بدان گونه که هر چه من خواستم نشد و هر چه او خواست شد. خطاطي نستعليق آنلاين