تبليغاتX
نیستــــــــان

راز پیروزی اسکندر بر ایران...

می گویند اسکندر پس از حمله به ایران در اداره کشور درمانده و مستأصل بود. او پیوسته  از خود و مشاورانش می پرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر می فهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران می گوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ می دهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آن ها را که نمی فهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آن ها که می فهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمین های دیگر کوچ می کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...

 

+ نوشته شده توسط آذر بانو در سه شنبه 1388/05/27 و ساعت 22 |

 چقدر خوب است
که گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
یا شاید باید برای همیشه زیر باران می ماندیم
و چه خوب که دروغ هایمان
شکل و قیافه مان را عوض نمی کند
اگر چنین بود حتی برای لحظه ای همدیگر را به خاطر نمی آوردیم
خدای مهربان! تو را سپاس                       

http://www.hosseinpanahi.blogfa.com

+ نوشته شده توسط آذر بانو در جمعه 1388/05/16 و ساعت 17 |

 

مطرب عِشق عجب ساز و نوایی دارد 

 نقش هِر نغمه که زد راه به جایی دارد

کتاب زیبای " بی وتن " را به پایان رساندم ...

 رمانی از رضا امیر خانی نویسنده ی توانا وخلاق معاصر .

 کتاب خیلی خوب و قوی آغاز می شود. حضور ارمیا در فرودگاه جی اف کی و ممانعت از عبور وی از گیت ورودی و... این حس را در خواننده تقویت می کند که تا پایان داستان با مسائلی مواجه می شویم که دارای چند بعد هستند. ویژگی خاصی که در کتاب بیوتن دیده می شود این ست که ظاهر و باطن اتفاقات کمتر فدای یکدیگر شده اند و هر دو به عنوان یک اصل انکار ناپذیر به حساب می آیند. کتاب بی وتن را می توان به خوبی با کتاب "  من او " از همین نویسنده  مقایسه کرد.

وقتی داستان را می خوانیم ناخود آگاه بین ارمیا وحاج کاظم فیلم آژانس شیشه ای ارتباطی  نزدیک می بینیم. ارمیا یک بازمانده جنگ با روان پریشی های خاص این افراد است که از گاورمنت ها و پشت خطی ها و کسانی که خود را وارث جنگ می دانند و فضای موجود به شدت گریزان است... وهمین گریز او را وادار می کند که به بهانه ی جدی ( عشق به آرمیتا ) خود را به آمریکا تبعید کند ....... جایی که مردم " یاخود " می گویند نه  یا " دولت " وفکر می کند که این "یا خود " راهی آسانتر برای رسیدن به " یا "خداست ".

 بهر حال داستان   " در مورد آدمی است  که در هر کجای دنیا زندگی کند رفتار وقیافه اش  " عبدالله بودنش " را فریاد می زند ."

اصلأ نام کتاب بی وتن است اما اینکه چرا " ط " به " ت " تبدیل شده خود ماجرایی دارد که از زبان سوزی { دختر جوانی که ناگهان به یاد می آورد او هم " عبدالله " ست ... وطاقت این  " عبد " بودن را نمی آورد ... } نقل می کنم :

" راستی یادم آمد " تای وطن دسته دارد اما من بدون دسته نوشتمش . البته شاید هم  وطن من دسته نداشته باشدتا من نتوانم بگیرمش ...برای همین درستش نکردم ! دسته مال گرفتن با دست است . و تن من دسته ندارد، باید با همه ی تن آن را هاگ کرد To hug   (بغل کردن) بغلش کرد... "

یکی از ویژگی  های کتاب این است که در متن آن با اغلب واژه ها ومکالمات روزمره ی آمریکایی – انگلیسی آشنا می شویم

ویژگی دیگر ، آن است که در متن  و دیالوگ های رمان 480 صفحه ای بی وتن 76 مرتبه از آیات قرآن استفاده شده که اگر تکرارها حذف شوند مجموعأ شامل 48 آیه متنوع است  برگرفته از 28 سوره ی قرآن .

اما مشکل من،  با املا ورسم الخط این کتاب وسایر کتاب های امیرخانی است  . توضیحات ایشان هم مرا قانع نکرد ودر واقع نفهمیدم چه گفتند !!

به دلیل همین رسم الخط هم نمی توانم هر سال بیش از یک کتاب از ایشان بخوانم . تأثیر مستقیم املای واژگان ، در مهر ماه وشروع مدارس دردسرهای غیر قابل پیش بینی برایم ایجاد می کند ....

مثلأ  روی تابلوی کلاس می نویسم : زنده گی – مجموعن  و....

کاش دلیل این بهم ریختگی را می دانستم ! حتی ریشه یابی واژگان  نیز مرا به جای نرساند .

بهر حال کتاب بسیار زیبایی ست ... بخوانیدش ...

قلک فردایتان را خالی نمی گذارد ....

 

+ نوشته شده توسط آذر بانو در شنبه 1388/05/10 و ساعت 17 |
 

وقتی نمی توانی فریاد بزنی ناله نکن ... خاموش باش

قرن ها نالیدن به کجا انجامید ؟

                                    دکترشریعتی

+ نوشته شده توسط آذر بانو در دوشنبه 1388/05/05 و ساعت 8 |


Powered By
BLOGFA.COM