قدر مجموعه ی گل مرغ سحر داند وبس
نه که هر کو ورقی خواند معانی دانست ...
نو روز تنها یک جشن سالیانه ساده نیست بلکه نمودار ونمایانگر پیشینه ی تاریخی ماست..
نو روز دژ پایدار قوم پارسیان برای نگاهبانی ازخدشه دارشدن هویت ملی دربرابر بیگانگان است.
براین سرزمین باستانی تهاجمات بسیاری شده است ومهاجمان درهنگام نفوذ به این سرزمین مقدس کشتند وسوزاندند وتخریب نمودند وتلاش کردند پیوند مارا با گذشته وپیشینه ی تاریخی مان بگسلند ولی همه ی این بیگانگان بدسگال وقتی به پای قلعه استوار نوروز رسیدند سرتکریم فرود آوردند وآن را با بی میلی گرامی داشته وباورکردند.
چنگیز وتیموروغزها واسکندر وتازیان با همه درندگی وتخریب گریشان نه تنها نتوانستند نوروز را درخاطره ما مخدوش ومعدوم نمایند بلکه پایداری ما ایرانیان بهانه شد تا این مهاجمان نیز درژرفنای نوروز غرق شدند.
واین چنین شد که ما به لطف این جشن هویت ملی علی رغم همه توطئه ها وسرکوبگری ها زنده ماندیم و به همین دلیل است که باید با بزرگداشت این موسم بهروز، آن را درخاطر آیندگان زنده وتازه نگاه داریم.
نورزتان مبارک و بهارتان بهاری باد
کبریت های صاعقه
پی در پی
خاموش می شود
شب همچنان شب است
با این که چند بهار و چند پاییز
زنجیره ی زمان را
با سبز و زردشان
از آب رودخانه گذر دادند
دیدیم
در آب رودخانه همه سال
خون بود و خاک گرم
که می رفت
در شط
شطی که دست مردی
در موج های نرمش
آیینه ی خدا را
یک روز شست و شو داد
کبریت های صاعقه
پی در پی
خاموش می شد
شب همچنان شب است
خون است و خاک گرم
نظارگان مات شب و روز
بسیار روزها و چه بسیار
کبریت های صاعقه
پی در پی
شب را
کمرنگ می کند
من دیدم و صبور گذشتم
خون از رگان فقر و شهامت
جاری بود
کبریت های صاعقه شب را
بی رنگ می کند
چندان که در ولایت مشرق
از شهر بند کهنه ی نیشابور
سرکرده ی قبیله ی تاتار
فریاد هم صدایی خود را
فانوس دود خورده ی تاریک
از روشنای صبح می آویزد
کبریت های صاعقه
شب را
نابود می کند ( دکتر شفیعی )

