تبليغاتX
نیستــــــــان

گــــر بـه تو افتدم نظــــر، چهــره به چهــره، رو بـــــــه رو
شرح دهـــــم غـــــم تــــو را، نکتـــــه به نکته مـو به مـو


از پــــــي ديـــــــدن رخت، هـــــمچـــو صبــــــا فتـــاده‌ام
کوچــــــه به کوچــه، در به در، خانـــه به خانه، کو به کو


دور دهـــــان تنـــگ تــــــــو، عــارض عنبــــــــــرين خطت
غنــــــچه بــه غنــــچه، گل به گل، لاله به لاله، بو به بو


مـــــــي‌رود از فــــــــراق تــــو، خـــون دل از دو ديـــده‌ام
دجله به دجله، يم به يم، چشمه به چشمه، جو به جو


مهـــــــر تو را دل حـــزين، بافتــــه بـــــــر قمــــاش جان
رشتـــه بـــــــــه رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو بـــه پو


 در دل خويش «طاهره»، گشت و نـــــــجست جز تو را
 صفحـه بـه صفحـه، لا به لا، پــــرده به پـــرده، تو به تو... ( قرةالعین)

                        http://www.kalam.se/ghoratoleyn.html

+ نوشته شده توسط آذر بانو در چهارشنبه 1387/08/29 و ساعت 17 |

دويده ای تا انتهای يک کوچه بن بست؟
سنگ های هر روز
ديوارهای امروز
مانده ای به انتظار يک معجزه؟
ناخن مي کشي ديوار را سال ها
بال مي زني قفس قفس
باز مي گردی
ميان هزاران عابر
مانده ميانه راهِ هزاران کوچه
پنجره ها ، معجزه را انتظار مي کشند

نفس...
نفس ...
نفس...


آیا معجزه ای در راه است ؟

وتو سال هاست در انتظار معجزه ...!

قطره  قطره ات  تبخیر شده

ولحظه  لحظه ات تکفیر

در کجای روزگار نشسته ای ؟

به امید کدام معجزه ...؟(؟)

 

+ نوشته شده توسط آذر بانو در جمعه 1387/08/10 و ساعت 16 |


Powered By
BLOGFA.COM


از علی (ع) پرسیدند: خدا را چگونه شناختی ؟ فرمود بدان گونه که هر چه من خواستم نشد و هر چه او خواست شد. خطاطي نستعليق آنلاين