خط خون
درختان را دوست دارم
که به احترام تو قیام کرده اند
وآب را
که مهر مادر توست
خون تو شرف را سرخگون کرده است
شفق،آیینه دار نجابتت
وفلق محرابی
که تو در آن
نماز صبح شهادت گزارده ای
***
آفتاب ،لایق نیست
وگرنه می گفتم
جرقّه ی نگاه توست
***
و صداقت شیرین ترین لبخند
بر لبان اراده ی توست
در گذرگاه تاریخ ایستاده ای
با جامی از فرهنگ
و بشریت رهگذار را می آشامی
هرکس را که تشنه شهادت است
***
نام تو خواب را برهم می زند
آب را طوفان می کند
کلامت،قانون است
خرد در مصاف عزم تو
جنون
تنهاواژه تو،خون است
خون
***
مرگ سرخت
تنها نه نام یزید را شکست
وکلمه ستم را بی سیرت کرد
که فوج کلام را نیز در هم می شکند
هیچ کلام بشری نیست
که در مصاف تو نشکند
ای شیر شکن
***
مرگ تومبداءتاریخ عشق
آغازرنگ سرخ
معیارزندگی است
خط باخون تو اغاز می شود
تو راز مرگ را گشودی
کدام گره با ناخن عزم تووانشد؟
شرف به دنبال تو لابه کنان می دود
توفراتر ازحمیّتی
نمازی
نیتی
آه ای سبز
ای سبزسرخ
شاهین میزان
مفهوم کتاب ،معنای قرآن
حیرانی مرا باتو پایانی نیست
چگونه با انگشتانه ای از کلمات
اقیانوسیرامی توان پیمانه کرد؟؟
یاثارَلله از موسوی گرمارودی


