کجایید ای سبک روحان عاشق ؟
واکنون تو با مرگ رفته ای ومن اینجا تنها به این امید دم می زنم که هر« نفس»
گامی به « تو» نزدیک تر شوم ...
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم ....وقتی دیدم که نبود ...وقتی شنیدم که نخواند ....
چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد وزلال ،در برابرت می جوشد ومی خواند ومی نالد ،تشنه آتش باشی ونه آب ، و...جشمه که خشکید ،چشمه که از آن آتش ،که تو تشنه آن بودی بخار شد وبه هوا رفت وآتش ،کویر راتافت ودر خود گداخت واز زمین آتش رویید واز آسمان آتش بارید ،تو تشنه آب گردی ونه تشنه آتش و بعد،عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود ،از غم نبودن تو می گداخت
« دکتر شریعتی»
چه بگویم ؟
شو تا قیامت آید زاری کن کی رفته را به زاری باز آری
29 خرداد سالروز شهادت دکتر شریعتی گرامی باد


